۱۳۹۴ فروردین ۵, چهارشنبه

گفتگو در مورد حسابداری دوطرفه ( دو ستونه)

گفتگو در گروه كيس هاي جالب حسابداري و حسابرسي و تجارب خاص    :  



- موافق هستید ؟ :
دوباره بایستی حسابداری را به حسابداری یکطرفه ( یک ستونه ) برگردانیم ! ؟ .

- چرا؟



جهانسوز مهربخش
حسابداری بدون تراز و موازنه چگونه می تواند قابل کنترل و اطمینان باشد؟ در حسابداری دوبل حتی می توان یک ریال یا یک سنت اشتباه را پیگیری کرد و یافت. اما در سیاق نویسی یک طرفه؟!..
نکند طنز گفته اید؟!.. و ما هم اولین کسی بودیم که سر کار رفتیم؟!. وقتی اسم س
یاق را به میان آوردم، به این فکر افتادم که شاید منظورتان این باشد که حال که حاکمیت جامعه تلاش می کند جامعه را تا ۱۴۰۰ سال به عقب برگرداند باید حسابداران هم به حسابداری یک طرفه «رجعت» کنند!



Ahmad Nourmohammadi
خیر استاد عزیز
اتفاقا پیشرفت و تکنولوژی ، سال هاست که ما را به این جا رسانده که ابداع حسابداری دوبل بخاطر محدودیت های فیزیکی سیستم کار دستی بوده است و امروزه دیگر نیازی نیست آن روال ادامه یابد
در واقع نیاز است که ادامه نیابد .

ضمن این که حسابداری دوبل بی مسما است
 یعنی حسابداری دفتر روزنامه دو ستونی ( بدهکار و بستانکار ) را نمی توان اساسا دوبل نامید!
  • جهانسوز مهربخش
    جالب است!
    من چندسالی هست که از حسابداری به دور بوده ام و از چنین تحولاتی در عرصه حسابداری بی اطلاعم. اگر لطف کنید و قدری بیشتر موضوع را باز کنید بسیار سپاسگزار خواهم شد.
    چون همانگونه که اشاره کردم با بازگشت به حسابداری یک طرفه درک مسئله کنترل های مالی جایگزین برای کنترل های مبتنی بر موازنه حساب ها برایم قدری ثقیل است.
  • Ahmad Nourmohammadi
    "لزوم حفظ موازنه"
    که اشاره فرمودید خود یکی از محدودیت های فیزیکی در گذشته بوده که برای رسیدن به آن ناگزیر چنین قراردادی ( وجود دو ستون برای مبالغ بدهکار و بستانکار ) را اقتضا نموده است .
  • Ahmad Nourmohammadi
    این سیستم را حداکثر می توان سیستم "دومبلغه" نامید !
    و نه دو طرفه ( دوبل ) .
  • Ahmad Nourmohammadi
    طرف = طرف حساب
    مبلغ یکی است
    طرف ها دو یا چند نفر هستند
  • جهانسوز مهربخش
    مهم موازنه اطلاعات ثبت شده است حال دو طرفه یا دومبلغه بنامیم چه تفاوتی در موازنه و قابل کنترل بودن حساب ها دارد؟
  • Ahmad Nourmohammadi
    ثبت در اوراق مجزا ، ما را ناگزیر از حفظ موازنه ساخته است
    صفحات مجزای دفتر
    و صفحات جدا از هم کارت حساب
  • Ahmad Nourmohammadi
    در عمل در طراحی های بانک های اطلاعاتی در رایانه دیرزمانی است که قاعده دوبل رعایت نمی گردد . زیرا در آن فضا و ساختار ، اساسا موضوعیت ندارد
  • Ahmad Nourmohammadi
    امروزه ، حتی ، کمتر ، کسی موازنه یا عدم موازنه را چک می کند .
    با وجود رایانه فراموش شده است .
    آن همه استرس و دقت و وسواس برای این که موازنه به هم نخورد ، دود شد رفت توی هوا ! .
  • Ahmad Nourmohammadi
    مبلغ یکی است : واحد ارزش یکسان است
    وزن یکی است
    شماره چک ، تاریخ ، سررسید ، قیمت برای طرفین ، نرخ مورد توافق ، ( همه پارامتر ها بر حسب اینکه تا توافق نباشد رخداد مالی رخ نمی دهد ) ، یکی است .
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    امروزه :
    "دو طرفه" که نه !
    بلکه : "دو ستونه" بودن ، اتفاقا
    ...See More
  • جهانسوز مهربخش
    اگر اشتباهی در ثبت یک حساب رخ داد، از کجا متوجه می شویم تا برای اصلاحش به شماره چک و قرارداد و نرخ مورد توافق و سایر پارامتر های ثابت و یکسان مراجعه کنیم؟
    آلارم و سیستم هشدار دهنده در حسابداری یک طرفه نوین چه هست؟ تنها مغایرت گیری با مشتری و طرف حساب؟ اگر طرف حساب خود مسئول مالی و شرکای داخل و خارج شرکتش باشند، آیا آن پارامترها پاسخگوی کنترل های لازم برای حصول اطمینان خواهند بود؟
  • جهانسوز مهربخش
    از طریق «گردش وجوه نقد» هم می توان به اطمینان در درستی ثبت عملیات مالی رسید. اما آن هم نیاز به «موازنه» دارد.
  • Ahmad Nourmohammadi
    استاد بزرگوار :
    موازنه برای چه ابداع شده است ؟
  • Ahmad Nourmohammadi
    بین چه چیزهایی توازن بایستی برقرار باشد ؟
  • Ahmad Nourmohammadi
    مگر این اقلام از هم جدا هستند که بین شان بایستی امکان موازنه و مقابله ، تیک کردن ، چک کردن ، مطابقت دادن ، مغایرت گیری کردن وجود داشته باشد ؟
  • جهانسوز مهربخش
    از نظر من موازنه، ابزار و ترازوی کنترل و یافتن اشتباه و اصلاح آن است.
    من برای این پرسش (که در کامنتی بالاتر هم گفتم) به دنبال پاسخ هستم :
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    حسابداری دو طرفه
    در مواردی که آن ها را دو پاره کرده است جوابگوی یافتن مغایرات می باشد
    هر اشتباهی در نفس و در کمیت و کیفیت خود عمل را جوابگو نیست .
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    اگر بر این مبنا بخواهیم توازن را لازم بدانیم :
    چنانچه برای هر رخداد مالی سه طرف قائل باشیم ، آن گاه بایستی توازن سه تایی ( لابد " سه وازنه" ! ) برقرار کنیم .
    به تعداد هر یک از پاره هایی که از رخداد مالی جدا می کنیم بایستی سیستم کنترلی متناسب را نیز در نظر بگیریم .
  • جهانسوز مهربخش
    من پاسخم را در توضیح شما نمی یابم!..
  • جهانسوز مهربخش
    فرض محال که نمی تواند مبنای بحث باشد!..
    بدهکار و بستانکار وقتی دو طرف موازنه باشند دیگر طرف سوم چه معنایی می تواند داشته باشد؟
    همه حساب ها در یک عملیات مالی یا بدهکار می شوند و یا بستانکار... چطور می شود طرف سومی برای حساب قایل شد تا بخواهیم به دنبال یافتن پاسخی برای برقراری توازن سه گانه باشیم؟
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    البته یکطرفه کردن به معنای حذف یکی از عناصر و اجزای معامله ، ناشدنی است .
  • Ahmad Nourmohammadi
    طرف بدهکار و طرف بستانکار : واقعیتی در جهان خارج است
    اما مبلغ بدهکار و مبلغ بستانکار : یک فرض موهوم و قراردادی است
    یک مبلغ بیشتر وجود ندارد .
  • Ahmad Nourmohammadi
    اگر بنا باشد مبلغ بدهکار و بستانکار داشته باشیم :
    چرا تعداد بدهکار ، تعداد بستانکار نداشته باشیم ؟
  • Ahmad Nourmohammadi
    اتفاقا : امروزه در بیشتر رخداد های مالی طرف سوم اضافه شده است
    یعنی ذینفع و یا شخص ثالث در بیشتر معاملات ، بخصوص آن هایی که در فضای عمومی جامعه رخ می دهد ، سه طرفه می باشد .
    البته چنین پیشنهادی ندارم که بیاییم حسابداری را سه طرفه کنیم ! .
  • جهانسوز مهربخش
    لطفا در باره «کنترل دقیق و غیر مشروط ثبت های عملیات مالی به صورت یک طرفه» روشنگری بفرمایید.
  • جهانسوز مهربخش
    حساب ها هر چند طرف هم که باشند بالاخره در یک عملیات مالی افزایش و یا کاهش می یابند و به عبارتی بدهکار یا بستانکار می شوند.
  • Ahmad Nourmohammadi
    سیستم حسابداری دو ستونه ( اصطلاحا دو طرفه ) فقط مغایرت در انتقال اعداد را برای ما کشف می کند ،
    جابجا شدن یا از قلم افتادن انتقال ها و کم یا زیاد جمع زدن ارقام دو تکه شده را کشف می کند .
    اگر اعداد منتقل نشوند ، چنین مغایرتی بوجود نمی آید که نیاز به کشف داشته باشد .
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    این که این سیستم جدید چگونه کنترل می شود
    خوب بایستی از برنامه نویسان پرسید که چکاری انجام می دهند که هیچ گاه نیازی به موازنه حساب ها ندارند و حساب هیچ کس با کس دیگر اشتباه نمی شود .
    قرار نیست همه کارها را بنده حقیر انجام دهم ! .
  • جهانسوز مهربخش
    استاد عزیز!
    اشتباه در حسابداری تنها در انتقال ها رخ نمی دهد، و در درجه نخست در «ثبت» عملیات می تواند رخ بدهد.
  • Ahmad Nourmohammadi
    خوب نمونه را بفرمایید ؟
  • Ahmad Nourmohammadi
    نمونه و مصداقی که صرفا موازنه می تواند آن را کشف نماید ؟
  • جهانسوز مهربخش
    اما به عنوان یک حسابدار و یا یک حسابرس آیا نباید ما بدانیم که به چه چیزی اطمینان کرده و از گزارش هایی که بر مبنایش ارائه می دهیم دفاع کنیم؟
    آیا در مجامع سهامداران هم باید حتما یک برنامه نویس هم در کنارمان حضور داشته باشد؟
  • Ahmad Nourmohammadi
    ببینید برای شناخت دقیق موضوع بایستی محیط را ابتدا جدا ، و تعریف کنیم
    رخداد مالی ما در سیستم دفترداری در دفتر روزنامه به تمامی و کامل ثبت می شود
    البته در دو ستون ( بدهکار و بستانکار ) که می تواند یک ستون باشد .
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    بنابراین :
    ماهیت بدهکار بستانکار به جای خود می ماند
    اما مبلغ بدهکار بستانکار حذف می شود و جای خود را به مبلغ واحد می دهد
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    امروزه عملا پولی جابجا نمی شود
    برچسب مالکیت آن تغییر پیدا می کند
    به عبارت دقیق تر :
    ...See More
  • جهانسوز مهربخش
    اگر بخواهیم به بحث درباره بدهکار و بستانکار و ثبت یک طرفه و یا دو طرفه و تی اکانت و... ادامه ندهیم، باقی می‌ماند پرتقال فروشی که باید در مجمع سهامداران پیوست صورت های مالی و گزارش حسابرسی بشود!.. یعنی یک برنامه نویس کامپیوتری!!..
    به ویژه اگر در مجمع، یک سهامدار مالی چی و البته کم اطلاع همچون من حضور داشته باشد!
  • جهانسوز مهربخش
    به هر حال بحث بسیار جالب و تامل برانگیزی است، سپاسگزارم از وقتی که گذاشتید و توضیحات صبورانه تان.
    من احساس می کنم که باید بیشتر در این مورد فکر و مطالعه کنم، البته اگر روزگار اجازه بدهد!..
  • Ahmad Nourmohammadi
    بله استاد :
    نگرانی شما بجاست
    اما بحث در مورد تغییر شیوه گزارشگری نیست
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    سپاسگزارم استاد ، در واقع ، شما یاری رساندید تا یک فکر خام و نه چندان شفاف تبدیل به یک راهکار کاربردی ( البته در مراحل طرح اولیه ) گردد .
    حال فقط برای ترجمه این گفتگو نیازمند یاری هستم ! .
  • جهانسوز مهربخش
    احمد عزیز!
    لطفا این عنوان سنگین استاد را در مورد من به کار نبرید!..
    من یک دبیر اخراجی علوم انسانی هستم و از بد حادثه به عرصه کارهای مالی و اداری رانده شده ام و معلومات اندکم در امور مالی بیشتر تجربی است و با طی دوره هایی در کلاس های سازمان مدیریت صنع
    ...See More
  • Ahmad Nourmohammadi
    به هر حال از همراهی تان سپاسگزارم
در این تصویر یکی از فرم های قابل طراحی بر اساس فرمول پیشنهادی فوق ، به همراه دو سند حسابداری آزمایشی در چنین قالبی ، را مشاهده می فرمایید :

۱۳۹۳ اسفند ۱, جمعه

لطیفه ها

هیچ گاه به این اندازه شگفت زده نشده بودم که روزی : 
حسابدار انباری که یکی از وظایف اش ثبت ورودی خروجی ها و نقل و انتقالات بین انبارها بود در پاسخ به اینکه : 
"چرا تعدادی نقل و انتقال بین انبار ها را ثبت نکرده است ؟ " ،
می گفت : بایستی صبر کند ، پس از معین شدن موجودی  انبار ها ، نقل و انتقالات بین آن ها را ثبت کند ! . 
..... 
یادداشتی تحت عنوان "حسابداری جفت و جور ! " را بعد از آن نوشتم خلاصه حسابداری "جفت و جور" این گونه است که در راهبری بعضی سیستم ها ، واقعیت رخداد معاملات بر اساس خواست سیستم نمایانده می شود . 
تصور کنید : فرضا ، برای اینکه مانده فلان انبار به مقداری که در گزارش انبار ( که تصور می شود درست است ) آمده ، برسد ،  X واحد کالا نیاز می باشد ; 
از بین X+100 واحد انتقالی ، حسابدار حکایت ما ، صرفا  X  واحد آن را در سیستم عمل می کند ، 
تا فعلا بالانسی که به هر حال ، عجالتاً ! ، جفت و جور شده است بهم نخورد ، وقتی نقل و انتقالات و ورودی خروجی ها موازنه امروز را بهم ریخت و شرایط جدیدی نمود پیدا کرد ، خوب ! ، دوباره به گونه دیگری جفت و جور می شود . 
بنابراین با کمال تعجب مشاهده می کنیم که برای متوازن شدن با گزارش سیستم ، واقعیت ها و رخداد های مالی تغییر ناپذیر (که یقینی و قطعی است و بقیه اعداد و ارقام بایستی بر اساس آن ها تعدیل گردند ) ، کم و زیاد شده و اصطلاحا "جفت و جور" می گردند ! . 
... 
پی نوشت : 
اگر کالایی به طور قطعی از انباری به مقصد دیگری صادر شده است :
به طور قطعی و یقینی می توان گفت آن انبار حداقل این تعداد موجودی را پیش از آن داشته است . در صورت نبود موجودی بارگیری و ارسال کالا هیچ گاه نمی تواند رخ دهد .
بنابراین این واقعیت است .

سایر اطلاعات و اعداد و ارقام بایستی خودشان را با واقعیت ها و رخداد های یقینی و اثبات شده هماهنگ و متعادل سازند نه این که واقعیت را بر حسب سایر اطلاعات کم یا زیاد کنیم .

و باور کنید ، متاسفانه ، این اتفاق (جفت و جور کردن ! ) بیشتر از آن چه تصور می کنیم رخ می دهد ! .
 

۱۳۹۳ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

عقل در تبعید یا تبعید عقل ! ؟

امروز صبح اتفاق جالبی افتاد ،  برآن شدم با شما نیز در میان بگذارم :
در صفحه خودم پستی در مورد آقای کوکبی دانشمند مشهورمان که حتما داستان اش را می دانید و اگر هم نمی دانید با مراجعه به این لینک می توانید آگاه شوید ، گذاشته بودم . 
یکی از دوستان در زیر آن پست چنین تقریر فرمودند : 

[ عقل در تبعید صفحه ی 49 ___________علم سفارشی به سرنوشت بشر وارزش هائی که بدان باید پایبند باشد بی اعتنا است. به این مطلب ،عده ای از برندگان جایزه ی نوبل در سال 1998 میلادی در یک میز گرد تلوزیونی در سوئد اعتراف نمودند واز این که تحقیقات از کنترل دولتها و نهادهای علمی خارج شده وتحت کنترل وهدایت شرکتهای بزرگ (تراست ها ) قرار گرفته ابراز نگرانی کردند___ آری بورژواها همه جا سرگرم پرورش افراد متخصص و خبره در این یا آن حوزه هستند.در نتیجه هزاران انسان با استعداد ،همانند اسبهای اعصاری در محدوده ی معینی به حرکت در آمده وسرگرم کار وتحقیق شده اند وتفکر وخرد ناب ضعیف وضعیفتر میگردد . (در زمان های ماقبل صنعت مدرن کارگاهای روغن گیری ازدانه های روغنی در سامانه های تحت فشاردر حقیقت یک نوع آسیاب بوده است،انجام میگرفته. سنگ زیرین ثابت بود وسنگ وزین روئین توسط اسبی که چشم هایش را بسته بودند تا سرگیجه نگیرد هول مسیر دایره ای میجرخید وتوسط چوبی که گیو نام داشت و یک سرش متصل به سنگ رویی ویک سر دیگر بر گردن اسب بود سنگ رویی را می چرخانده .«محصول را عصاره بمعنای افشره واسب را اسب اعصاری میگویند.»)  ]

من نیز در ابتدا توجه ام به بار نوستالژیک و مملو از " کیج " ی که از واژه " آری" لبریز بود جلب شد  دیدم این واژه " آری " را هر کجا که پای استحمار و اصطلاحا " خر کردن" ! مردم در کار بوده است به فراوانی دیده ام بنابراین متن را به این شکل کپی پیست کردم :


[ خیلی جالبه به متن توجه کنید :
"آری بورژواها همه جا سرگرم پرورش افراد متخصص و خبره در این یا آن حوزه هستند.در نتیجه هزاران انسان با استعداد ،همانند اسبهای اعصاری در محدوده ی معینی به حرکت در آمده وسرگرم کار وتحقیق شده اند وتفکر وخرد ناب ضعیف وضعیفتر میگردد"
آری !
آری !
آری !   ]

همچنین نوشتم :
تولید و محصول بورژوازی و علم سفارشی
دقیقا همین بوده است .

و می توان برای آن مصادیقی نیز ذکر کرد : مانند همین آقای کوکبی ! .
اما ، وقتی می توانیم ، قضاوت ارزشی روی موضوعی داشته باشیم که طرف مقابل آن را نیز روی ترازو بگذاریم .
در مقابل و رودررو ی علم سفارشی ، چه تولیدی بوده است که مزیتی احتمالی به آن داشته باشد ؟


افسوس که وقت ندارم ! و گرنه در ادامه می نوشتم : 
خرد ناب  ! ! ! ؟ 

خرد ناب به احتمال زیاد چیزی همردیف ، از قبیل و در مایه "اسلام ناب" ، "بنیاد گرایی ناب" ، "داعش ناب" و ... 
بایستی باشد .
یا سر از سبیل چخوف ، آدم کشی استالین گونه ، پوتین روسی ، چکمه های پوتین ، رقص قزاقی ، مافیای روسی ، حماقت شرقی و این جور چیزها در بیاورد ! .
افسوس که وقت نداشتم ! .