۱۳۹۲ شهریور ۲۱, پنجشنبه

ریشه های تاریخی حساب سازی در ایران

سال ها بود می اندیشیدم : 
چرا تا این حد "حساب سازی"  در کشور ما نهادینه شده است ؟
چرا خط تجاری قدیم ما بایستی خط سیاق بوده باشد ، ( یعنی نوشتاری که نه مردم عادی ، نه باسواد و نه دولتی ها از آن سر در نیاورند) !؟
چرا پاشاهان کشور در دوران قاجاریه ، بایستی به چنان فلاکتی باشند که برای مسافرت و عیاشی خود از خارجی ها وام بگیرند ، (این چه جور دیکتاتوری است که حتی مالیات یا خراج هم نمی تواند بگیرد)  !؟
چرا من حسابدار نمی توانم در مورد ریشه های حسابسازی ، چگونگی پیدایش ، گسترش ، نهادینه شدن آن ، داد سخن بدهم ؟ ، چرا کتاب هایی در این زمینه نوشته نشده ؟ ، یا اگر شده چرا چندان به چشم نیامده است ؟
امروز با دیدن این مطلب در وبلاگی که به نام احمد کسروی باز شده است ، به هوا پریدم ! ، فریاد زدم : یافتم ، یافتم ، یافتم !
یک دفعه  معادله ای صدمجهولی حل شد ! .
 تنها موضوعی که در آثار کسروی بدنبال آن نمی گشتم ، یعنی انتظار نداشتم جواب آن را در آثار وی بیابم ، حساب سازی و علت نهادینه شدن اش در کشورمان ، ایران بود .
در پست   217 ـ ما چه مي گوييم؟..ـ4  با عنوان  "زيانهايي كه از اين بدآموزيها برمي خيزد"  ، علت یکی از معضلات بزرگ سیستم اقتصاد و دارایی ما که بی اعتمادی بین مردم و دولت و کتمان واقعیت ها و آمار کسب و کار از مراکز دولتی باشد و در رشته ما ، از آن به "حساب سازی" تعبیر می کنیم مورد بحث قرار گرفته است .
در زیر قسمت هایی که برای حسابداران و مجموعه علوم اداری و اقتصاد اهمیت بیشتری دارد را می گذارم ، بدیهی است که تبارشناسی و ریشه یابی معایب اجتماعی ما کار یکی دونفر نیست و هر کس سودای فردایی بهتر دارد بایستی این راه را در پیش گیرد : 

چه بدآموزيهايي در ميانست؟
شايد خوانندگان زيانهاي اين دستگاه را چندانكه هست ندانند. اينست شرح داده مي گويم :

از روي كيش شيعي [یعنی : براساس مذهب شیعه] ، دولت غاصب است. هر دولتي كه باشد حكومت در دست او غصبي است ، ماليات كه مي گيرد حرامست. تا مي توان بايد از دادن ماليات خودداري كرد. تا مي توان بايد بسربازي نرفت. اگر كسي مالي از دولت بدستش افتاد مي تواند بعنوانِ تقاص [مجازات ، جریمه ، وصول طلب] ازآنِ خود گرداند.

من بارها ديده ام كساني اينها را نمي دانند و چون ما مي گوييم به شگفت مي افتند كه چنين چيزي چگونه مي شود؟!.. راستي هم جاي شگفتست . ولي اين چيزيست كه جاي انكار نيست. اينها باورهاييست كه در دلهاي هزارها و صدهزارها كسان خوابيده است. باورهاييست كه در اين كشور بكار بسته ميشود.

در همان بازار تهران بسياري از بازرگانان هستند كه چون ماليات پرداختن بدولت را « اعانت به ِاثم» [ معاونت در جرم ] مي شناسند دو دفتر نگه ميدارند. يكي براي خودشان كه حسابِ راست را در آن مي نويسند [ دفاتر دستی ] و ديگري براي دولت [ دفاتر قانونی ] كه درآن خود را زيانديده نشان ميدهند.

در اين باره داستانهايي هست كه اگر گرد آورده شود كتابي خواهد بود. من برخي را براي نمونه ياد مي كنم [:] .

در زنجان شركتي براي كبريت سازي هست. شركاي آن تبريزيند. چند سال پيش يكي از ايشان با من بدرد دل پرداخته ميگفت : رييس شركت (حاج محمدعلي شالچي) دستور داده در كارخانه دو دفتر نگه مي دارند ـ يكي براي خودمان و ديگري براي دولت. مي گفت چند سالست در نتيجه‌ی جنگ [ ؟؟؟ ] ، ما سود هنگفتي مي بريم. امسال حاج محمدعلي آقا چون خودش نايبِ آقاي حاجي سيد ابوالحسن[2] است پنجاه هزار تومان[3] بعنوان خمس و مال امام جدا كرد كه بنجف بفرستد. ولي در دفتر بدولت زيان نشان دادند و نيم شاهي ماليات نپرداختند.

آقاي احمد كاوه كه چند سال پيش رئيس ماليات بر درآمد تبريز بود از آشنايان ماست. ميگفت : يك حاجي در تبريز مي بايستي سه هزار تومان بيشتر ماليات بر درآمد پردازد. نميداد و ايستادگي مينمود. من گفتم فشار آورند. شبي ديدم آمد بخانه‌ی ما و پولها را درآورد و گزاشت جلو من و گفت : « اين پولها را خودتان برداريد و هرچه مي خواهيد بكنيد. من بدولت نمي دهم. مذهب من از آن نهي كرده».

اينها حاضرند بكارمندان رشوه دهند و حاضر نيستند بدولت ماليات دهند. بارها ديده شده كارمندان را با دادن پول يا تحريكِ احساساتِ كيشي [ احساسات دینی ] از راه مي برند و خود را از پرداخت ماليات آسوده مي سازند.

آقاي نادري كه از باهمادِ[=جمعیت ، حزب] ماست مي گفت : در گمرك پرونده اي دست من بود. يكي از بازرگانان كالايي داشت كه گمركِ [ حقوق وعوارض گمرکی ] آن را نمي پرداخت و بهانه مي آورد. ما مطالبه مي كرديم. روزي آن بازرگان آمد و با من چنين بسخن پرداخت : « شما كه مي دانيد اين پولها كه دولت مي گيرد حرامست ، دهنده اش گناهكارست. گيرنده اش گناهكارست. مگر شما بدين عقيده نداريد؟..»ميگفت : ديدم مي خواهد با اين حرفها مرا بفريبد و خود را از پرداخت وجه گمرك آسوده گرداند. گفتم : « آقا ببخشيد ، من از چنين ديني بيزارم».

آقاي بلوري كه يكي از پيشگامانِ مشروطه‌خواهان بوده و خود مردِ بناميست ، مي گفت : « چند سال پيش كه در نيشابور فرماندار بودم رئيس فرهنگ خراسان آمد برود بمشهد و ميهمان من بود. چون ناهار را خورديم پرسيد اين خانه دولتيست يا خودتان اجاره كرده ايد؟. گفتم : خودم اجاره كرده ام. براي چه مي پرسيد؟.. گفت : مي خواستم بدانم اگر دولتي نيست نمازم را در اينجا بخوانم. دانسته شد آقاي رئيس فرهنگ ، خانه هاي دولتي را غصبي مي داند كه نماز در آن نمي توان خواند.»

آقاي جلال امامجمعه از يارانِ ماست. پارسال تابستان با همسر خود بتهران آمدند. از يكي از كارمندان دارايي چند اتاق گرفته نشيمن داشتند. مي گفت : روزي با صاحبخانه گفتگو مي كرديم ديدم در كيشي شيعي بسيار پافشار است. بمن نكوهش مي كرد كه گاهي ويُلن مي نوازم. مي گفت : حرامست. من پرسيدم شما با اين كيش خودتان چگونه كارمند دولت شده ايد؟.. چگونه حقوق مي گيريد؟. مي گفت : « من تازه از زيارت بازگشته ام. درآن باره از علماي نجف اجازه گرفتم كه باندازه‌ی حقوق ماهانه‌ی خودم تقاص كنم. با اين ترتيب رفع حرمت خواهد شد».

شگفت تر از همه داستانيست كه يكي از آشنايان بازگفته : چند سال پيش سيد روضه خواني از تبريز بتهران آمد و با آنكه پسرش در اينجا خانه و زندگي دارد بنزد او نرفت. هر چند روز در خانه‌ی كسي مي گذرانيد و روزها در بازار بحجره هاي بازرگاني مي رفت و اظهار تهيدستي نموده پولها مي گرفت.

آن آشناي ما مي گويد : من ايراد گرفته گفتم : اين رسواييست چرا بخانه‌ی پسرت نمي روي كه با آبرو زندگي كني؟ پاسخي كه بمن داد اين بود :

«پسرم كارمند دولتست و زندگانيش حرامست. من نمي خواهم نان او را بخورم».

اينهاست چند داستاني كه بعنوان نمونه ياد كردم. ببينيد كار بكجا كشيده. بيكاري و گدايي جايز است ولي كارمند دولت بودن حرام مي باشد.

مي دانم خواهند پرسيد : اين باورها را چرا دارند؟. اينها از كجا سرچشمه گرفته؟. مي گويم : در اين باره داستان دراز است. اگر مي خواهيد نيك بدانيد كتاب «داوري» را بخوانيد. كوتاه شده اش اينست كه ملايان مي گويند : پس از مرگِ پيغمبر اسلام ، خلافت يا حكومت حق دوازده امام بوده. ابوبكر و عمر و عثمان و ديگران كه خلافت كرده اند غاصب بوده اند. چون امام دوازدهم ناپديد شده ، در نبودنش ما جانشينان اوييم و حكومت حق ماست. ما بايد بمردمان فرمان رانيم ، و دستور دهيم. مردم بايد خمس و زكات را كه ماليات اسلامي بوده بما پردازند. اين دولت كه برپا شده غاصب است ، ماليات كه مي گيرد حرامست ، جنگها كه مي كند چون با اجازه‌ی علما نيست جايز نيست ، سربازان كه در آن جنگها مي ميرند مرتد از جهان رفته اند ...

اينست سرچشمه‌ی آن باورها.

شنيدنيست كه اگر دزدي شب بخانه‌ی ملايي رود و كالا و كاچالي[4] بدزدد بامدادان ، ملا بكلانتري خواهد رفت و پرخاشها خواهد كرد. در همان حال بعقيده‌ی او كلانتر و پاسبانان همه « عونه‌ی جور» اند [ یعنی : کمک به ظالم می کنند ] و نزد خدا گناهكار مي باشند.

(دنباله‌ی این گفتار در شماره‌ی آینده خواهد آمد.)

(1) : سَهِشها يا احساسات و تأثير آنها در رفتار و كردار آدمي از اين گفتگو بيرونست.

[2] : سيد ابوالحسن اصفهاني مجتهد معروف پيش از آيت الله بروجردي

[3] : کمابیش برابر است با بهای سه خانه (نه آپارتمان) میانبها در آن زمان.

[4] : كاچال = اسباب خانه

ویدیویی در تایید تاثیر مذهب شیعه بر نافرمانی مردم از دولت و حاکمیت :



۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

روراستی حسابدار جماعت !

صاحبکار روشنفکری می گفت :
"چرا حسابداران "روراست"  نیستند !؟ "
گفتم : تصور کنید برای گرفتن وام به بانک مراجعه می کنید .
ذهنیتی که از دانشگاه به همراه آورده اید به شما می گوید :
وام ها و تسهیلات ، عقود مشارکتی است یعنی بانک به عنوان عامل سرمایه گذاران با شما در "تولید کالا" یا "انجام کار" ی مشارکت می کند .
با مراجعه به بانک متوجه می شوید که رئیس شعبه یا رئیس اعتبارات به شما پیش نهاد می کند از یک مشارکت مدنی و یک مضاربه و یک جعاله استفاده کنید .
او به شما می گوید :
"برای راحتی شما حتی اگر سند ششدانگ هم نداشته باشید می توانیم به شما وام جعاله برای تعمیرات بدهیم " !؟
با مطالعه متن قرارداد های انواع "عقود اسلامی"  متوجه می شوید انگار اتفاقی که در عالم واقع رخ می دهد ، زمین تا آسمان با آن چه در این کاغذ ها نوشته شده و به عنوان طرف قرارداد بایستی "وانمود"  کنید که در حال اجرای آن هستید ، تفاوت دارد .
وقتی برای او توضیح می دهید که نیاز امروز شما با هیچ یک از این قالب ها هم خوانی ندارد ، با تاسف و "نگاه عاقل اندر سفیه"  به شما می گوید :
"این ها قالب هایی است که ناگزیر بایستی رعایت شود "
به او تذکر می دهید که آن چه از شما انتظار دارد "وانمود"  به رعایت کردن است نه رعایت کردن در عمل ، ولی باز هم با لبخند خاصی که اندکی تحقیر نیز در آن مشاهده می گردد ، سراپای شما را برانداز می کند و پاسخ می دهد :
" نیازی نیست وانمود کنید ، ما نیز خودمان کاملا "توجیه"  هستیم ! "
می خواستم برایش بگویم اگر شما جای حسابدار نوعی ما باشید چه حالی پیدا می کنید ، که لبخند زنان گفت :
"نیازی نیست ، ما ، خودمان نیز ، کاملا توجیه هستیم " !؟

۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

تاثیر روانی اطلاعات مالی

پایین بودن سطح تحلیل و پیش بینی های مالی و فقدان یا کمبود تخصص حسابداری مدیریت و حسابداری عملیاتی :
باعث می گردد :
مدیران و فعالان اقتصادی از آن جایی که آگاهی درستی از نقطه سربسر ، حاشیه سود و سایر پارامترهای عملیاتی خویش ندارند ، تا سرحد ممکن احتیاط به خرج داده :
مخارج و هزینه ها را کاهش دهند (حتی ضروری )
هر چقدر می توانند حتی به قیمت نارضایتی کارکنان ، هزینه های پرسنلی را کمتر پرداخت کنند .
بدون در نظر گرفتن شرایط بازار قیمت ها را افزایش دهند .
با به تاخیر انداختن بی رویه پرداخت ها موجبات نارضایتی تامین کنندگان را فراهم کنند .
روشن است ، هنگامی که فرد احساس امنیت و آرامش خاطر نسبت به درست یا نادرست بودن روند جذب نقدینگی و سودآوری اش نداشته باشد ، از هر روشی برای رسیدن به این اطمینان بهره خواهد جست .
بنابراین ، نقش کسانی که در پروسه های ثبت ، ضبط ، نگاهداری و گزارشگری اطلاعات مالی و عملیاتی کار می کنند ، بسیار اساسی است و می تواند باعث احساس امنیت در تمامی محیط کسب و کار یا برعکس ، احساس عدم امنیت و بدبینی گردد .

۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه

انحصار یا عدم تخصص

گزارشی که تهیه کننده آن بایستی پیوست گزارش باشد تا بتوان برداشت مناسبی از آن داشت یا با اطمینان تصمیم گرفت .
سند حسابداری که بدون توضیح شفاهی صادر کننده آن ناقص است یا مشاهده کننده در مورد علت صدور آن براحتی قانع نمی شود .
نامه یا مکتوب رسیده از کسی ، که برای فهم کامل آن حداقل نیاز به برقراری یک تماس تلفنی به فرستنده نامه می باشد .
محاسبات انجام شده روی کاربرگ که بعضی از پارامترهای آن یکباره بدون توضیح یا ذکر منبع در محاسبات آن استفاده شده و توضیحی نیز در مورد علت تعیین این مقدار برای آن متغیر وجود ندارد .
...

ادراک و برداشت ایرانی از کار

بیشتر تحصیل کردگان امروز ، از نسل و اقشاری هستند که پدران یا اجدادشان کشاورز ، کارگر و یا از زحمتکشان حاشیه شهر بوده اند .


مدرک گرفتن برای : کار کردن ، یا کار نکردن ؟


  فرهنگ جامعه ما : 

مدرک گرایی و کسب رتبه تخصصی در مدارج آکادمیک را 
برای "کارنکردن"  ترویج می کند .
یا به عبارت دیگر برای : "به زحمت نیفتادن" 
در توصیه های پدران نسل فعال فعلی داریم : 
"برو درس بخوان تا حمال نشوی" 
یعنی برداشت ذهنی جامعه ما از مدرک داشتن ، رسیدن به موقعیت سازمانی بالادست و برتر و عدم اجبار به فرمانبری و انجام کار طاقت فرسا بوده است .
براین اساس و با رایج بودن این برداشت و باور است که حتی مردم محروم جامعه را می توان بر علیه طبقه تحصیل کرده شوراند .
از دید آن ها کسی که مدرک دارد و از تحصیلات بالاتری برخوردار بوده  ( در مساوی بودن سایر شرایط و تنها با اتکا به همین دلیل ) ، مجبور نیست تلاشی برای انجام کار ، که عموما بیهوده و بیگاری تصور می شود ، از خود بروز دهد .
باور و برداشت غالب در جامعه ما چنین است : 
کسی که درس خوانده یا در جمع و تیم کاری به نسبت سایرین درس خوانده تر و دارای مدرک بالاتر است ، مجبور نیست : "دست به سیاه و سفید بزند"
در راه انجام کار و رسیدن به هدف دچار زحمت و سختی شود . 
 مهم ترین شاهد و نمونه عینی برای اثبات ادعایم این است که :
اقشاری که با تظاهر به داشتن خصلت و صفات خاصی ارتزاق می کنند ، یعنی با تقویت توان بازیگری و وانمود سازی خویش با کنترل احساسات و عواطف و بالا بردن هوش هیجانی خویش ، بدون فراگیری تخصص و سایر مهارت های اجتماعی لازم ، با تظاهر به دانایی و داشتن تسلط لازم بر زمینه های گوناگون مردم فریبی را پیشه کرده و در زیرگروه های اقتصاد محللی مشغول کسب درآمد انگلی و غیرمولد هستند ، با تقلب و اعمال نفوذ ، پارتی بازی و سواستفاده از اهرم هایی که در اختیار دارند ، مدام و به وفور مشغول جعل مدرک و گواهینامه های تخصصی بوده و سال ها بدین طریق بر کرسی و مسندی تکیه می زنند .

چگونه این وضعیت شدنی است ؟
شدنی نیست مگر با سطحی و قشری بودن تخصص های موجود در جامعه .
در صورت صحت فرضیه بالا ، یعنی اینکه : 
با داشتن مدرک ، یک فرد تحصیل کرده در بسیاری موارد به یک "بیکاره"  تبدیل  شده  و نقش تماشاچی را ایفا می نماید .
بنابراین از دو سو با دو وضعیت متناقض روبرو هستیم : 
از طرفی باور عامه طبقات پایین جامعه نسبت به نقش نادرست و نابجای  تخصص در محیط کار ، اشتغال و کسب و کار ، بخصوص در بخش غیرخصوصی اقتصاد.
از دیگر سو با اشغال بیشتر مشاغل و مصادر دولتی در برهه حاضر توسط صاحبان این طرز فکر ، همین تفکر و کاربرد غالب گشته و پست های تخصصی به انحصار این طرز فکر با همین رویکرد درآمده است . 

نتیجه پیشرفت روزبروز این دو رویکرد ، از دو سمت و سوی ، در کل جامعه وضعیت فاجعه باری است که مشاهده می کنیم .
عالم نمایی ، متخصص نمایی : 
ادعاهایی که توسط صاحبان حرفه ها و مشاغل در حال انقراض و فاقد تقاضا و بازار جدید ، عنوان می گردد ، شایسته توجه است .
در هیاهوی اخیر بر علیه علوم انسانی غربی که در اصل با هدف برچیدن و یا بی اعتبار کردن علوم انسانی و کاهش تاثیر آموزه های این علوم براه انداخته شد ، انتخاب علوم انسانی و نه علوم تجربی ، گویای این است که بنظر عالم نمایان این قبیل تخصص ها براحتی قابل مشابه سازی ، کپیه کاری و تقلید می باشند .
علاوه بر اهداف اقتدارگرایانه و رفع اتهام بلحاظ مغایر بودن رفتار با الگوهای علوم انسانی ، بایستی زنگ هشدار را برای تحصیل کردگان این رشته به صدا درآورد ، که : 
بی شک سطح علمی و تخصصی این مباحث آن قدر کاهش یافته است که بازیگری (وانمود کننده ، متظاهر ، بازیگر نقش عالم نما) بتواند به سادگی وانمود به تخصص داشتن در این رشته و بالاتر از آن حتی بی اعتباری و بی سوادی تحصیل کردگان آن بنماید .


۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه

اتلاف وقت !؟

همکاران گرامی :
بعنوان یک تجربه ، برای اینکه از اتلاف وقت تان در زمان جستجو بدنبال اطلاعات مورد نظرتان جلوگیری کنید :
در سایت هایی که دمو برای دانلود و مشاهده گذاشته شده ، خوب :
دانلود کنید و مشاهده کنید !
در مواردی که نوشته شده :
"درخواست برای ارسال دمو یا نسخه آزمایشی"
این نشانه ای است از اینکه قسمت بازاریابی آن شرکت یا موسسه پشت موضوع سنگر گرفته و نتیجه بایستی در مورد اینکه کارتان چیست و برای چه منظوری دمو یا نسخه آزمایشی را نیاز دارید توضیح بدهید
دست آخر هم وقتی متوجه شوند که شما در حال حاضر :
دسته چک  در دست  ، قصد خرید نرم افزار ندارید ، چیزی بجز همین تجربه که من الان براتون نوشتم گیرتان نخواهد آمد .

 

۱۳۹۲ تیر ۲۶, چهارشنبه

افزایش قلمرو حسابداری

در گذشته  جایگاه دفن ( چال شدن) و بایگانی  دائمی اطلاعات و مدارک مالی  زونکن های نگاهداری اسناد بود .
اما امروزه علاوه بر زونکن ها ، ساختار دیتابیسی که اطلاعات نهایتا به طور ابدی و برای همیشه در آن می نشیند ، نیز جزئی از بایگانی کار یک حسابدار به حساب می آید .
با یوزرفرند  (کاربری ساده و آسان ) شدن سیستم های برنامه نویسی و ایجاد شرایطی که یک حسابدار می تواند راسا گزارش خاص مورد نیازش را طراحی کند ( مثلا با spreadsheet  ها ) ، قلمرو کار نیز گسترش یافته است
.

۱۳۹۲ تیر ۱۵, شنبه

کنترل ، پدرسالاری ، مدیریت ؟

آگاهی از ریزترین مسائلی که در محیط مجموعه اتفاق می افتد می تواند دلیل بر کنترل مناسب یا کامل آن باشد ولی نشانه اداره و مدیریت کردن آن نیست .
متاسفانه باخبر بودن از ریز و درشت ، پیدا و پنهان کارکنان و مسائل شخصی ، خصوصی ، خانوادگی ، عادات ، رفتارها ، علایق ، تیک ! ، سابقه پزشکی ، حتی ماجراهای عشقی ! و روابط پنهانی آن ها ، با هماهنگی و ایجاد همکاری و در یک کلام مدیریت آن ها ، اشتباه گرفته می شود .
رایج شدن این رویه  ، نمی تواند متاثر یا الگو گرفته از سیاست کلی حاکم بر جامعه نباشد .
حاکمانی که توان تخصصی ، فنی ، فکری و تکنولوژیکیِ تعامل و گفتگوی تخصصی با محکومان (انسان هایی که ناگزیر از تحمل آن ها هستند) را نداشته باشند ، خواه ناخواه ، در وهله اول به سمت مصلحت اندیشی آن ها (پدری کردن) ، و بتدریج به طرف کنترل غرایز ، تمایلات ، عادات و سلایق (پاسبانی کردن ، محتسب بازی) و در یک کلام کنترل حریم خصوصی افراد متمایل خواهند شد .
البته ناگفته نماند در جوامع توسعه نایافته و استبدادی ، چون جامعه ما ، رفتار و ناپختگی و فقدان بلوغ شخصیت افراد ، خواه ناخواه و ناخودآگاه ، هر گونه حیطه نظارتی و مدیریتی را ، به سمت بعهده گرفتن رل پدری و بعهده گرفتن نقش اساسی در زندگی خصوصی فرد کشانده و نوعی رابطه پدرسالارانه بین زیردست و زبردست برقرار می سازد .
سوالی که ما با آن روبرو هستیم ، تصمیم گیری و گزینش در باره چگونگی تعامل و ایفای نقش یک متخصص در این میان می باشد ؟
به عبارت دیگر : متخصصان ، دانشگاهیان و حرفه ای ها در چنین شرایطی ، چه رفتار حرفه ای و چه الگویی را بهتر است در پیش بگیرند ؟

۱۳۹۲ تیر ۱۳, پنجشنبه

انرژی روانی و تاثیر آن در محیط کار

حتما به این حالت برخورد کرده اید :
در ساعات اولیه روز ، هنگام کارت زدن ، کارکنان با خوش و بش و با دقت و سعی تمام در ارائه دادن چهره ای بشاش و پر روحیه از خود به محیط کار وارد می شوند .
بتدریج در طی روز بر سر مسائل بی اهمیت با یکدیگر ابتدا گفتگوی کش دار و بتدریج مجادله و کشمکش پیدا کرده و در ساعات پایانی روز ، در بعضی موارد ، حتی کار به درگیری فیزیکی و دشنام دادن هم می رسد !؟ .
هنگام خروج از محیط کار ، با کسانی روبرو هستیم که حتی قادر به حفظ ظاهر و پنهان کردن تنفر و خشم خویش از یکدیگر نیستند .
 ......
در کشور ما ، بدلایلی ، اقتصاد روانی و اداره کردن انرژی روانی در تمام ساعات کار نقش مهمی در رسیدن به همکاری و هماهنگی لازم برای رسیدن به  اهداف سازمان ایفا می کند .
از آنجایی که وانمود کردن (باز بدلایلی !) اساس و رکن رفتار اجتماعی ما را تشکیل می دهد و البته وانمود کردن و اجرای رفتار تصنعی (همانند اجرای یک صحنه از تئاتر یا فیلم ) ، انرژی روانی بیشتری به مصرف می رساند ، بنابراین : 
مدیریت انرژی روانی سهم عمده ای در مدیریت سازمان خواهد داشت .
شاید یکی از مهم ترین دلایل بالا بودن بهره وری و ساعات کار واقعی بخش خصوصی نسبت به بخش دولتی ، همین باشد .
یعنی در بخش خصوصی ، کارکنان ، کمتر ملزم به مراعات رفتار تصنعی و وانمود کردن می باشند ، بنابراین بیشتر انرژی روانی آن ها می تواند در پیش برد کارها به مصرف برسد .
به عنوان مثال بر زبان آوردن اصطلاحات کوچه بازاری و کلمات رکیک توسط خانم ها یا خالی شدن حرکات شان از ظرافت و نرمی (مانند نشستن و برخاستن سریع و ... ) در فرهنگ ما مذموم و نکوهیده می باشد و نگاه داشتن این "باید و نبایدها"  در ذهن ، باعث فرسایش انرژی روانی آنها در طول روز می گردد .
روشن است ، زمانی که نیاز به تمرکز بیشتری برای حل مسئله می باشد ، این قسمت از انرژی روانی آنها مصروف نگاه داشتن حالت و قالبی می گردد که محیط از جنس زن انتظار دارد .
درست ، مانند انرژی و ولتاژ یک باطری ساعت دیجیتال که همواره مقداری از آن به مصرف روشن ماندن و نگاه داشتن زمان روی فیبر حافظه می گردد .
البته این بدان معنا نیست که بهتر است کارکنان هیچ گونه قیودی را در درازای ساعات کاری احساس نکنند ! .
بلکه در برنامه ریزی و تخصیص وظایف ، تعیین موعد های مختلف برای انجام امور و تشکیل جلسات و ... بهتر است این پارامترها لحاظ گردد .
تصور می کنم مطالب این یادداشت که خلاصه تجربیات خودم در محیط های کاری دولتی و خصوصی است بی ارتباط با مباحثی که تحت عنوان هوش هیجانی مطرح می گردد نباشد .
در واقع هوش هیجانی ، به توانایی مدیریت و اداره کردن انرژی روانی خود و همکاران در جهت اهداف سازمان اطلاق می گردد .  

۱۳۹۲ تیر ۱۲, چهارشنبه

تفاوت بین مدیر با کنترلر

تفاوت بین مدیر با کنترلر بنظر بنده در نوع مسئولیت می باشد .
کنترلر مسئولیتی در قبال پیشگیری از تکرار اشتباه یا تخلفات ندارد .
در حالی که مدیر وظیفه دارد با روشهای مختلف از وقوع مجدد رخ داد نامطلوب پیش گیری نماید .
در شرایط استاندارد ، این مدیر است که امکان دارد بابت تخلف یا سهل انگاری کارکنان توبیخ یا تنبیه شود ، در حالی که کنترلر ، ممکن است ، برای کشف یا افشای (برملا کردن )  همان سهل انگاری پاداش بگیرد .
متاسفانه بیشتر مدیران ما ، ترجیح می دهند ، پیامبر گونه ، رل کنترلر را بازی کنند و مسئولیت اشتباهات و عملکرد غلط یا ناکافی مجموعه تحت اختیار خویش را نپذیرند.

۱۳۹۲ تیر ۱۱, سه‌شنبه

میانبری به هوش هیجانی و کاربرد آن در سازمان و کسب و کار

برگرفته از مقالات  مدیران ایران 
هوش هیجانی در سازمان
در ابتدا لازم می دانم علت نوشتن این مطلب را برایتان توضیح دهم. من سالها است که بطور مداوم درگیر موضوع هوش هیجانی هستم . در این زمینه بسیار بسیار کتاب خوانده ام، دو کتاب نوشته ام، چندین مقاله داخلی و خارجی چاپ کرده ام، اما تا چند وقت پیش فکر می کردم، صرف آموزش افراد برای بهبود هوش هیجانی می توان انتظار داشت که حال بهتری داشته باشند. البته نه اینکه الان این طور فکر نمی کنم، هنوز هم نظرم این است که هوش هیجانی جزء اصولی و پایه ای آموزشهایی است که هر فرد باید آن را بیاموزد تا بتواند خوشحالتر و بهتر زندگی کند. بتواند از فردی عکس العملی به فردی کنشگر تبدیل شود.
اما چند سال پیش با یک دانشجوی دکترای صنایع روبرو شدم که تز دکترایش برایم بسیار بسیار جالب بود. موضوع پایان نامه ایشان این بود که هر سازمانی دارای روحی است که فراتر از اجزا آن است. آن زمان این موضوع برایم جالب آمد و در موردش خیلی فکر کردم. اما الان که در حال نوشتن این ایمیل هستم، می توانم به راحتی بر حسب تجربه در این مورد صحبت کنم.
من در سازمانهای متعددی کارگاههای متعددی برگزار کرده ام، حتی تعداد کارگاههایی که بصورت فردی برگزار کرده ام را دقیق نمی دانم، اما آنچه که بعد از سالها آموختم این است که: تا زمانی که هوش هیجانی سازمان به عنوان موجودی جاندار که فرای کارکنان خود قرار دارد، بهبود نیابد، بهبود هوش هیجانی افراد نمی تواند بصورت صد در صدی در سازمان نمود پیدا کند. هوش هیجانی باید به عنوان بخشی از فرهنگ سازمان تعریف شود..
می خواهید باور کنید یا نه، تا زمانی که مدیری نخواهد هوش هیجانی خود را بهبود دهد، نمی توان انتظار داشت که آموزش کارکنان سازمان بتواند به مدیریت او کمک کند.
می خواهید باور کنید یا نه، صرف اینکه کسی مدیر است، دلیل بر این نیست که بی نقص است و دلیل بر این نیست که مهارتهای هوش هیجانی را بلد است.
می خواهید باور کنید یا نه، فرهنگ سازمانی مانند یک ویژگی که از والدین به فرزندان به ارث می رسد، از مدیران به کارشناسان سازمان به ارث می رسد.
باید اجزا سازمان همه  و همه باهم در جهت بهبود تلاش کنند تا سازمان بهبود یابد وگرنه آموزش دادن کارکنان به تنهایی کارساز نیست.
در آخر اینکه اگر مدیری آموزشهای لازم را ندیده باشد، هر قدر هم شما کارکنان توانمندی داشته باشید، یک مدیر می تواند با یک برخورد اشتباه به راحتی نتایج یک آموزش خوب را  کمرنگ و حتی نابود سازد.
 امیرآبادی
دانشجوی دکترای روانشناسی
--------------------------------------------------------------------------------
 سایر جستارها در این زمینه : 




۱۳۹۲ تیر ۸, شنبه

یک راه ساده برای یافتن خلا سازمانی

یکی از راه های ساده یافتن خلا های سازمانی و ساختاری ، بررسی امور معوق در اسناد حسابداری است .
در سازمان هایی که ساختار سازمانی مطابق سیستم حسابداری و هر دو کامل و جامع طراحی و اجرا شده باشد با معضل معوق ماندن صدور اسناد ، بسیار کمتر روبرو خواهد بود .
 

۱۳۹۲ تیر ۱, شنبه

تبیین ویژه گی های اقتصاد محللی

اقتصاد محللی : شیوه خاصی از مشارکت در چرخه اقتصاد و داد و ستد می باشد که سابقه ای به دیرینگی اجتماعی شدن انسان دارد .
در این شیوه ، مُحَلِّل یعنی "حَلال کننده" یا "مُجاز کننده" ( یا برای راحت تر تصور کردن آن ، "مجوز دهنده" یا "اجازه دهنده" ) ، آزادی بهره برداری از دسترنج فرد را ، به شرط سهیم شدن در آن ، به وی اعطا می کند .
مشروط و متوقف بودن بهره برداری و تمتع از جسم یک دختر به کسب "اجازه"  از پدر وی ، بدون ورود به مباحثی که خشم مردسالاران را برانگیزاند ، بیش از آن که به مصالح اجتماعی و آینده وی مرتبط باشد ، از انگیزه ها و منطق  اقتصاد محللی مشروب می گردد .
در فضای مذهبی صِرف ، محلل با ایجاد مانع بر سر اطفای غرایز فرد یا استفاده از مانع طبیعی ایجاد شده ، سهم خود را تعریف می کند .
در شرایطی که انحصار های مختلف سیاسی ، نظامی ، ایدئولوژیک ، جغرافیایی و غیره وجود دارد ، شاهد ترکیب پیچیده تری خواهیم بود .
یکی از دوستان در جایی در خواست نمونه و مثال برای ادعای اینجانب مبنی بر اینکه اقتصاد و فضای کسب و کار ما امروز در چنبر اقتصاد و سیاست محللی گرفتار شده است ، نموده بود .
در این رابطه مثال آن چنان بی شمار و فراوان است که از فرط فراوانی  به چشم نمی آید .
- انعقاد قراردادهای آب و نان دار دولتی و عمومی با ارگان ها و نهادهای پاسبان محللی ، و سپس واگذاری آن به پیمانکار دست دوم ضمن برداشت سهم "حلال کردن" ، امروزه فریاد تمام پیمانکاران بخش خصوصی را درآورده و باعث کاهش سهم سود پیمانکار و به تبع آن تحمیل هزینه به کارگران و زیردستان شده است .
- دریافت مبلغ مشخصی از بهای فروش اتومبیل شرکت های تولید خودرو به دفتر رهبری و مانند آن ها در پرتو چنین ساختاری قابل تحلیل و جایگذاری است .
دریافت دو میلیارد تومان از بهره بردار فلان معدن سنگ بسیار قیمتی در فلان منطقه محروم کشور ، در قبال اخذ و ارائه "مجوز بهره برداری" ،  تحت عنوان ساخت حوزه علمیه ، در کدام قالب بجز اقتصاد محللی می گنجد ؟ .
مهم ترین ویژه گی و زیربنای اقتصاد محللی ، برهم زدن و واژگونه کردن رابطه مالکیت بین انسان با اشیا است .
تعریف مالکیت بایستی تغییر کند .
این کار با استفاده از اصول و مفاهیم دینی براحتی امکان پذیر می باشد ، سرمایه گذاری و تهیه زیرساخت (اعم از مسجد ، حسینیه ، حوزه علمیه و ... ) برای گسترش مفاهیم دینی و مذهبی توسط محللان ، بدین ترتیب توجیه پذیر می گردد .
موقوفه خواری یکی از زیرشاخه های اقتصاد محللی است .
اخذ سند ، تغییر کاربری ، تملک ، سندسازی ، اجاره ، فروش و تملیک موقوفات که یکی از شاخه های پردرآمد محللی است در این بخش جای می گیرند .
در زیرشاخه موقوفه خواری تصدی و مدیریت امور موقوفه بتدریج و با شگردهایی جایش را به مالکیت و بهره برداری انحصاری می دهد .
همان وضعیتی که امروزه بودجه عمومی کل کشور ، منابع طبیعی و کلیه اموال و ثروت های عمومی به آن دچار شده است . 
 رشوه خواری : 
بدون اتکا به مبانی استدلالی محللی ، و درصورت باور نداشتن به منطق محللی ، رشوه دادن و گرفتن ، هیچ یک ، برای رشوه دهنده و رشوه گیرنده توجیه پذیر نیست .
جالب اینکه در دور اول ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی ایشان سخنی به این مضمون داشتند : 
" هدایای بدون چشم داشت مردم را قبول کنید" !؟
آیا منظور این است که آقای رفسنجانی سرمنشا ارتشا در دوران جمهوری اسلامی بوده اند ؟ 
مسلما خیر ، بلکه این سخنان و موضوع سیصد میلیون تومانی که شیخ عزیزمان (کروبی) متهم به قبول آن از کسی بود و استدلال می کرد (در تلویزیون ، مناظرات ریاست جمهوری) که حضرت امام به ایشان مجوز داده که این گونه وجوه را بگیرند ، و ماجرای شهرام جزایری (و ارتباط اش با محللان دوران اصلاحات ) و سایر شایعات و واقعیات در رابطه با دریافت وجه از این و از آن ، در قبال : 
معرفی برای گرفتن وام ، معرفی برای گرفتن مجوز فلان کار سودآور ، سفارش فلان کس به فلان قاضی ،  پادرمیانی برای بهره مندی از ... و امثال ذالک ! ، همگی از یک آبشخور مشترک سرچشمه می گیرند : 
اقتصاد ، فرهنگ ، درآمد ، کسب و کار و کلا زندگی محللی 
بنظر من واگذاری پست و مقام و فرمانداری ایالات و ولایات به امرا و شاهزادگان در قبال دریافت پول بیشتر ، در دوران قجر ، نیز ناشی از سلطه همین سبک و سیاق عصر هجر ! ، بر اجزای حاکمیت و کلا کشور بوده است .
.... 

 جستجو و الحاق دلایل پس از نوشتن یادداشت : 

وزير نفت درگفت‌وگو با «اعتماد»:                      تاریخ خبر : سه‌شنبه 1393.06.04 - 12:14

خريد و فروش مجوزها از جمله فسادها بوده است 
 در واگذاری مناقصه‌ها شاهد فسادهای کلان بوده‌ایم.

«بانکداری سایه» به سبک ایرانی

حسین عبده تبریزی و بهرنگ اسدی


  

رایانه : عامل هماهنگی و ارتباط درون سازمانی

همان طور که جامعه ما در سطح کلان برای برقراری ارتباط ، تبادل اطلاعات و خواسته ها ، هماهنگ شدن ، سازمان یافتن ، تکنولوژی نوین ارتباطی ، یعنی کامپیوتر را انتخاب کرده است ، در درون سازمان ها ، نیز ، می توان از این ابزار برای ایجاد هماهنگی ، انتقال فرامین و گزارشات ، ارتباطات درون سازمانی و ... استفاده کرد .
مشکلات و مسائل بیشماری سد راه برقراری ارتباط رودررو بین اعضای جامعه و بالطبع یک سازمان ( شرکت ، کارخانه ، اداره ، صنعت و ... ) وجود دارد ، استفاده از ابزار رایانه باعث کاسته شدن یا برداشته شدن بسیاری از این موانع گردیده و ارتباطات را روان می کند .
سامانه و سیستم نصب شده بر روی یارانه از ساختار و عملکرد منطقی (ناگزیر) برخوردار است ، بنابراین به منطقی تر شدن ارتباطات کمک می کند .
دخالت ذهنیت ماژیکال و تصورات غیرواقعی که بدلیل بمباران فرهنگ خرافه پرداز همچون عایقی مابین اندیشیدن صحیح و خیال بافی ها و برداشت های عجیب و غریب قرار گرفته است ، دیگر ، به کمترین اندازه خود خواهد رسید .
....
از کنکاش ذهنی برای جستجوی مفاهیم پنهان لابلای جملات بسیار صریح و روشن گوینده کاسته خواهد شد .
با واحد و یگانه شدن کانال ارتباطی امگان رهگیری و دنبال کردن فعالیت های سازمانی برای اصلاح روش ها و بهینه سازی آن ها ، فراهم می گردد .
به باور بنده ، سیستمی مشابه فروم ها و تالارهای گفتگو در سایت های اجتماعی می تواند به بهترین وجهی کلیه روابط درون سازمانی یک مجموعه فعال را پوشش دهد .

هزینه پرینت گزارش و ارائه آن به مدیر درخواست کننده ، در شرایطی که مدیر راسا می تواند از روی یارانه ای که در اتاق خودش قرار دارد گزارش را مشاهده نماید ! ، از قبیل هزینه های بیهوده ای است که حذف می گردد .